قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

588

درة التاج ( فارسى )

به آنجا كى هرب ازو بوذه است ، بس او از اختيار و ارادت باشد . و جون غير مختلف باشد بسبب عدم اختلاف دواعى و ار [ ا ] د ( ا ) ت باشد . و اگر مقصود به حركت مستدير حصول وضعى متعيّن بوذى آن وضع يا بالفعل بوذى ، يا لا بالفعل ، و آنج بفعل نباشد بهيج وجه تأثيرى بالفعل ازو حادث « 1 » نشوذ ، و تعيّن او متصور نگردذ ، بس او بفعل باشد و آن فعل : يا بحسب وجود خارجى باشد ، يا بحسب وجود ذهنى . اگر بحسب وجود خارجى باشد تعيّنات غير متناهى بفعل نيافتندى ، جه بعضى از آن اولى نبودى كى بفعل آمذى از بعضى ديگر در آنج حركت او مستديرست و اگر آن اوضاع موجود بوذندى بفعل مطلوب نبوذندى . بس اين باقى ماندگى متوهّم باشد بحسب ذهن ، و آن توهّم يا مؤثّر باشد - يا غير مؤثّر اگر مؤثر نبوذ متساوى بوذ بوذن و نابوذن او بل سبيل او سبيل محاذيات مختلف باشذ كى واجب نبوذ كى جسم از بهر او منقسم بالفعل شوذ ، بل كى توهّم اضعف است از محاذيات ، بس او توهمى باشد مؤثر در حركت و آن توهم متحرك بوذ و هو المطلوب . و اين وجه محتاج است بمعاضدهء حدسى ، و جگونه درست شوذ نزد خداوند فطرت سليمه كى حركتى دورى نيابند با آنك هيچ يك از اوضاع اولى نيست از وضعى جون آنجا سببى مرجّح يكى از اوضاع بر ديگرى مثل او نباشد . و آن سبب نيست الّا توهّمى يا تصوّرى . و حركت مستقيمه اگر جه جسمى كى به او متحرك است قصد جزئى از مسافت مىكند آنگاه مىگريزد ازو به ديگرى ، لكن نفس توجه به او نفس توجه ازو نيست ، بخلاف حال در حركت مستدير . و ديگر متحرك باستقامت ميول « 2 » او متغيّر ميشوذ بتشدّد در حركات طبيعى ، و بضعف در قسرى بر اتصال ، بس « 3 » مقتضى هر يكى ازيشان غير مقتضى آن دگر باشد

--> ( 1 ) - صادر - م . ( 2 ) - هيولى - م . ( 3 ) - بر - م .